السيد علي الحسيني الميلاني
60
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
اگر ما گفتيم ائمّه عليهم السلام عبد هستند ، ولى عبادى كه خداوند متعال به بركت عبوديّتشان اينها را به اين جا رسانده است ، آيا اين را غلو مىگويند ؟ اطاعت كنندگان از خدا الْمُطيعُونَ لِلّهِ ؛ گواهى مىدهم كه شما فرمانبران از خدا هستيد . ائمّه عليهم السلام مطيع خداوند متعال هستند . در توضيح اين عبارت مىگوييم : وقتى كسى را به اطاعت وصف بكنند و بگويند كه اين فرد - هر كه باشد - مطيع خدا است ، در حقيقت او را به ايمان وصف كردهاند ؛ چون اطاعت ، فرع ايمان است و آن ، فرع معرفت مىباشد . پس پيش از ايمان ، او را به معرفت ، وصف مىكنند . پس اگر گفتند : فلانى مطيع خداوند است ؛ يعنى خدا را شناخته ، به خدا ايمان آورده و از خدا اطاعت مىكند . پس اعتراف و اقرار به عبوديت و اطاعت كسى به خداى سبحان ؛ يعنى وصف او به ايمان و قبل از ايمان به معرفت . بنابراين « المطيعون للَّه » يعنى « العارفون باللَّه ، المؤمنون باللَّه ، المطيعون للَّه » . امّا چه معرفتى ؟ چه يقينى ؟ و چه عبوديّتى ؟ آنها مىگويند : ما عبدتك خوفاً من نارك ولا طمعاً في جنّتك بل وجدتك أهلًا للعبادة فعبدتك ؛ « 1 » ( خدايا ! ) عبادت كردن من براى تو نه به خاطر ترس از آتش دوزخ توست و نه به
--> ( 1 ) . روض الجنان : 27 ، مشارق الشموس : 1 / 88 ، شرح اصول كافى : 1 / 257 ، عوالى اللآلى : 1 / 20 ، بحار الأنوار : 67 / 186 و 197 ، مرآة العقول : 2 / 101